تبليغاتX
بچه مذهبی

شهادت حضرت محمد

شهادت حضرت محمد بر شما تسلیت باد.

از همین رو برای محمدی تر شدن رفتارمان روایاتی در باره نوع لبای پوشیدن آن حضرت در ادامه مطلب ذکر شده است امید وارم آن را بخوانید و استفاده نمایید...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ستار در یکشنبه 2 بهمن1390 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت


امام رضا

میلاد با سعادت امام رضا مبارک

زادگاه
 امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه منوره ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت �رضا� است و در سبب اين لقب گفته اند: �او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.�

مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

         روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

�نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. �

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.


 

نوشته شده توسط ستار در جمعه 15 مهر1390 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


روز مبعث

نام : محمد

لقب : مصطفی

کنیه : ابوالقاسم

نام پدر : عبدالله

نام مادر: آمنه

تاریخ ولادت : 17 ربیع الأول

مدت امامت :  23 سال

مدت عمر : 63 سال

تاریخ رحلت : 28 صفر (11 ق)

 

                      ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد         دل رمیده ما انیس ومونس شد

             نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت                       بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

         ببوی او  دل  بیمار عاشقان  چو صبا                                       فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

 

بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است.

محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت می گذرانید .

آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنید که او را امر به خواندن کرد  . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است،  گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند.

هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!

و چون خديجه علت را جويا شد گفت:

آنچه امشب بر من گذشت بيش  از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!

خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:

من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان  مي آورم.

پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.

بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود :

1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد واگر آنها دعت پیامبر (ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند.

2-  خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند.

با مطالعه در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است. از بين بردن شرک ، احسان به والدين  ، وفا به عهد الهي، عدم خيانت به مال يتيم ، اجتناب از همه زشتي ها، ممانعت از آدمي کشي  ، صدق و راستي و دوري از دروغ ، ممانعت از فرزندکشي و...


 

نوشته شده توسط ستار در چهارشنبه 8 تیر1390 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


اس ام اس روز مبعث

اس ام اس sms عید مبعث برای تبریک پیامبری حضرت محمد تقدیم به تمام ایرانیان عزیز. اس ام اس عید مبعث رفته خود از عرش تا به فرش سراسر زیر فلک سایه لوای محمد(ص) نوری(سیّاره) یافت راه هدایت تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص) عید مبعث مبارک -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- سائل درمانده ناامید نگردد گر که بکوبد در سرای محمد(ص) ای که ندای” اذان” رسید به گوشت هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص) مبعث مبارک -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- بعثت نه این سرور، سرور ولایت است … مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند … احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- نور عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک. -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد . -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد . -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک . -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد . -_-_-_-_-_-_-_-_-_اس ام اس عید مبعث_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_- روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد . sms تبریک مبعث, اس ام اس برای مبعث, اس ام اس تبريک, اس ام اس تبریک مبعث, اس ام اس مبعث, اس ام اس مخصوص عید مبعث, اس ام اس مخصوص مبعث, اس ام اس موبايل, اس ام اس ویژه عید مبعث, اس ام اس ویژه مبعث, اس ام اس پیامبر, اس ام ام جدید مبعث, تبریک عید مبعث, تبریک مبعث, تبریک مبعث پیامبر, تبریک مبعث پیامبر اسلام, مبعث پیامبر, پیامک تبریک مبعث, پیامک عید مبعث, پیامک مبعث, پیامک مخصوص عید مبعث


 

نوشته شده توسط ستار در چهارشنبه 8 تیر1390 ساعت 20 موضوع | لینک ثابت


چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…………چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن…………..خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی…………………………..برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام…………………..دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی


 

نوشته شده توسط ستار در پنجشنبه 29 مهر1389 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت


ولادت امام رضا

نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند
مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد

           


 

نوشته شده توسط ستار در پنجشنبه 22 مهر1389 ساعت 21 موضوع | لینک ثابت


گناه زبان (اف به پدر و مادر)

                                              (اف)گویی به پدر و مادر

اف به لحاظ ریشه لغوی(اسم فعل)است،به معنای اتزجر،یعنی بیزارم.

در قرآن آمده است((به پدر و مادر اف مگو و آنها را آزار مده،و به آنها گفتار های نیکو بگو))۱

در مجمع البحرین آمده است((زمانی که مرد به برادرش بگوید اف ولایت موجود در میان آنها،منقطع می شود.

۱:الاسرا/۲۳ 

حکایت:

           بنابر تفسیر آیت الله طباطبایی:

                                           آیه ی ۲ سوره ی ماعون . زمانی که این آیه به رسول الله نازل شد، خداوند به حضرت (ص) فرمود : آیا می دانید چرا شما را یتیم قرار دادم ، و بعد به شما سمت پیغمبری دادم ....؟ پیامبر فرمودند : نه (در اینجا پیامبر(ص) می دانند ،اما چون این حکایت برای مسلمانان زمان بعد بماند می گویند : نه ).

خداوند فرمود : چون مسولیت احترام به پدر و مادر و مسولیت پیامبری با یکدیگر برابری می کند و می دانستم شما زیر بار مسولیت احترام به پدر و مادر قامت خمیده می کنید ، به شما مسولیت پیامبری را دادم .


 

نوشته شده توسط ستار در شنبه 20 تیر1388 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


قول می دهم کمکم کنی


حالا که دنيا بهترين جا براي رشد کردن و بزرگ شدن است حالا که زندگي بهترين مسير براي رسيدن به توست دلم مي خواهد حواسم را جمع کنم و ببينم چه آدم هايي زودتر مي رسند و چه آدم هايي راه را اشتباه مي روند .گم مي شوند و هيچ وقت نمي رسند .آدم هاي خوب آن ها که دوستشان داري حتما نشانه هايي دارند .من يکي از اين نشانه ها را پيدا کردم.آنها ديگران را به خود ترجيح مي دهند.حسود نيستند و همه چيز را فقط براي خودشان نمي خواهند...

اين موضوع را در سوره ي حشر پيدا کردم.آيه اي خواندم درباره ي ويژگي هاي انصار بود. همان هايي که به مهاجران پناه دادند .راستي يادم رفت بگويم اين انصار خيلي دوست داشتني هستند...

((و کساني که پيش از آمدن مهاجران در ديار خود بوده اندو ايمان آوردند آن هايي را که به سويشان مهاجرت کردند دوست مي دارند و از آنچه مهاجران را داده مي شود در دل احساس حسدنمي کنند و ديگران را بر خويش ترجيح مي دهند و آنان که از بخل خويش در امان مانده باشند، رستگارانند))

خيلي سخت است.داشتن اين همه خوبي با هم خيلي سخت است.براي اينکه آدم مثل آن ها بشود حتما بايد خيلي زحمت بکشد و تو هم بايد خيلي کمکش کني .اين طور نيست؟؟؟

اگر قول بدهم مواظب روحم باشم و براي بزرگ شدنم زحمت بکشم قول مي دهي حسابي کمکم کني؟

 
راستي دوست من....

ترجيح دادن ديگران بر خود يعني چه؟چرا خدا مي گويد از چيزهايي که دوست داريد به ديگران هم ببخشيد؟

آيا تو هيچوقت اين کار را کرده اي؟مي تواني خاطره ات را بنويسي؟؟؟

 ---------------------------------

 منبع: کتاب نامه هاي خط خطي اثر عرفان نظر آهاري


 

نوشته شده توسط ستار در جمعه 19 تیر1388 ساعت 17 موضوع | لینک ثابت


دوستی من و خدا

خدايا...گاهي وقتا فکر مي کنم زندگي يک ميدان مسابقه است.يک ميدان مسابقه که همه در آن مي دوند.همه مي خواهند از هم جلو بزنند.همه مي خواهند برنده بشوند و همه دوست دارند اول باشند.

بعضي ها براي برنده شدن تقلب مي کنند.جر زني مي کنند و هزارجور کلک مي زنند.براي همين گاهي زندگي تبديل مي شود به مسابقه اي خطرناک.مسابقه اي که خيلي ها در آن زخمي مي شوند.

اما چقدر خنده دار مي شود شايد خيلي هم گريه دار.اگر آخر مسير بفهميم که که مسير را اشتباهي دويده ايم.آن وقت است که همه بازنده مي شويم.


اما خدايا تو خودت آدم ها را به مسابقه دعوت مي کني.البته مسابقه ي خوبي ها.


آدم هاي خوب هم با هم مسابقه مي دهند.توي کارهاي خوب از هم جلو مي زنند و کسي که بيشتر خوب يکند بيشتر به خدا نزديک مي شود.چه مسابقه ي قشنگي اسن دويدن براي نزديک شدن به تو...

خدايا چقدر دلم مي خواهد در اين مسابقه شرکت کنم.مسابقه ا براي رسيدن به تو.

دوست من...

شايد تو هم در مسابقه اي شرکت کرده باشي که تماشاچي هاي زيادي داشته و شايد برايت دست زده اند و تشويقت کرده اند.شايد برنده شدي شايد هم بازنده.

اما مسابقه هايي هم وجود دارد که هيچ کس جز تو و خدا وفرشته ها در آن نيست.تو نمي داني تماشاچي ها کجا نشسته اند .تو نمي داني چه جوري امتياز مي دهند و چه جوري داوري مي شود.اما مطمئني مسابقه اي وجود دارد و داوري وامتياز.

راستي تو هيج وقت توي چنين مسابقه اي شرکت کرده اي؟نتيجه چه شد؟برنده شدي يا بازنده؟مي تواني قصه ي مسابقه ات را بگويي؟؟؟

منبع  کتاب نامه هاي خط خطي اثر عرفان نظر آهاري


 

نوشته شده توسط ستار در جمعه 19 تیر1388 ساعت 17 موضوع | لینک ثابت